كادوي من ، كادوي تو
ديروز از نظر جسماني اصلا اوضاع مساعدي را تجربه نكردم . دلم درد مي كرد سرم درد مي كرد سرگيجه و حالت تهوع داشتم و چون شنبه بود سرم بسيار شلوغ بود و دائم چشمم توي كامپيوتر و اين باعث شد سردردم شديدتر هم بشه . از راه اداره رفتم كتاب خونه و با حال خيلي بدي رسيدم خونه حالا خوشبختانه براي ناهار و شام حليم بادمجون داشتيم كه البته هنوزم داريم خوشبختانه تر :دي
توي خونه همسر جان خبر داد كه جواب آزمايش خون ساليانه ادراه را دادند و مشكل پارسالش حذف شده و ديگه موردي نبوده كه بسي زياد خوشحال شدم . يك كوچولو خوابيديم كه البته از سر درد خوابم نبرد و چون از صبح درد داشتم و قرص دنبالم نبود بخورم اصرار داشتم حالا هم نخورم ، چه مسخره ! ديگه بعدش بيدار شديم چايي خورديم و پيش به سوي خريد براي كادوهاي همسري .
خوب راستش بي انصافي كرده بودم كه همسر جان يادش به كادو براي من نيست چون دقيق حواسش بود كه من چند وقت پيش يك كرم را مي خواستم و هي گفتم دلم مي خواد بخرمش ديگه قبل از اينكه بريم خريد براي خودش نگه داشت و رفتيم اون كرم را به عنوان كادوي سالگرد عقد برام خريد . دستت درد نكنه عزيزم خيلي خوشحال شدم . بعدش راهي شديم تا منم كادوي ايشون را بخرم يك جفت كفش قهوه اي و يك پيراهن مردانه 4خانه فيروزه اي رنگ و يك جفت جوراب سفيد هم كادوي ايشون شد از طرف من . يك ذره هم تو خيابونا گشت زديم و چون نزديك خونه مامانم اينا بوديم زنگ زديم و يك سر رفتيم اونجا خريدهاي همسري را نشون داديم بعد مانتوي من مشكل داشت مامان جون زحمتشو كشيد درستش كرد دستش درد نكنه . كيك هم درست كرده بود اين قدر قشنگ شده بود عين كيك بيروني ها كيك موز با رويه ژلاتين كلي خورديم و ديگه راهي خونه خودمون شديم .
تا عصر ديگه سر دردم خوب شد اما حال دلم خيلي بده همين طور درد مي كنه انگار غذاهام هضم نمي شه رو دلم سنگيني مي كنه . حتي هنوزم درد دارم و حالت تهوع . الان همسر جانمون زنگ زده ببينه بهتر شدم يا نه بهش مي گم نه هنوز حالم بده بعد مي گه ااااا پريا من قرص مخصوص دل درد اين مدلي داشتم تو يخچالم بود مي گم واقعا خسته نباشي مي خواستي بعد 24 ساعت هنوزم يادت نيفته .
سالگرد عقدمون مي شه سه شنبه هيچ برنامه خاصي نمي شه داشت روز گناهه بعد چهلم مامان بزرگ همسري هست شب قبلش هم شام شب هفت مامان بزرگش هست حالا يا امشب يك برنامه كوچو بايد براي خودمون بذاريم يا بعدش مثلا 4شنبه هر چند خيلي هم برام مهم نيست كلا حرمت زيادي براي سالگرد عقد قائل نيستم . سالگرد آشنايي و عروسي برام بسي عزيزتر مي باشند .
كلي هم كادو در ليست خريد داريم براي بعد ماه رمضون : عروسي دختر خاله همسري هست ، دوست من خونه خريدن و زايمانم كرده مي شه دو تا كادو ، يكي ديگه از دوستامم زايمان كرده ، زن عموي همسري هم همين روزاست فارغ شه گمونم . به به :دي