آخر هفته من
چهارشنبه سر كار گذشت نمي خوام ديگه حرف خاصي از كارم بزنم چون دوسش ندارم چون فقط واسه حقوق مي رم سر كار و نمي خوام اعصابم را خردش كنم . اضافه كار نموندم و رفتم خونه . توي راه هوا شديد سرد شد و به اندازه يك دقيقه هم برف پراكنده اومد . خونه هم يك كوچولو استراحت كردم و بعد با مامان رفتيم دكتر پوست كه دو ساعتي معطل شديم چه قدر هم سرماي وحشتناكي بود . رفتم تو و دكتر گفت واي چرا جوش جديد زدي و از اين حرفا يك عدد كرم داد 30 تومن چه گرون شده قبلن اين طور نبود . بعد هم رفتيم خونه و با همسري صحبت نموديم . مادر گرامشون را برده بودند فروشگاه رفاه براي خريد مايحتاج خانه . شب هم رفتم خونه مامان بزرگم
5شنبه : صبح بيدار شدم هر چند دلم مي خواست بازم بخوابم صبحانه خوردم و با مامان رفتيم بيرون . اول با هم رفتيم كتابخونه بعد هم رفتيم واسه مانتوهامون دو تا سگك دو تا دكمه تزئيني 2متر نوار واسه دور كمر و نيم متر هم واسه دور آستين خريديدم شد 22 تومن ! يك مانتو 80 تومني گمونم پام در بياد . چه همه چيز گرونه !!! بعد هم رفتيم يك ست سطل و جا دستمال كاغذي براي اتاق خواب خريديم چوب قهوه اي تيره . بعد از اون هم رفتيم پارچه فروشي و من پارچه مانتويي و مامان تور واسه يقه اش خريد . ظهر هم ناهار خوردم رفتم حمام و خوابيدم . عصرش هم كلي جينگول وينگول نمودم كفشاي پاشنه بلند جديدم را پوشيدم و همسري اومد دنبالم رفتيم خونشون . قط مامانش خونه بود مهربون هم بود حرف زديم صحبت نموديم ناهار هم خورشت لوبيا سبز بود و دو نوع تن ماهي كه مادر فرمودند ديروز توي رفاه همسريت گفت پپر عاشق تن ماهيه براش بخريم . انقدر حس خوبي بود دلم مي خواست همون موقع ببوسمش . خدايا شكرت كه همسرم اين قدر مهربونه و به فكرمه . يك روسري و شال صورتي سر هم خريده بود مدلش جديد بود نديده بودم خيلي خوشم اومد بهم هم مي يومد دست گلش درد نكنه چه قدر ذوقيدم . شب هم گير همسايه فضول افتاديم و گذشت.
جمعه : صبح فيلم پوپك و مش ماشا... را ديدم خوشم نيومد . كمي كتاب خوندم رفتم كمك مامان بزرگ براش ته چين پختم مامان هم پيتزا پخته بود هم ناهار خودمونو خوردم هم مامان بزرگ را ظهر خوابيدم كتاب خوندم دوباره كمي استرس كاري داشتم كه سعي كردم فكرشو نكنم شونصد بار با همسري صحبت كردم و يك سر خونه مامان بزرگ رفتم . الان هم از اداره در خدمتتان مي باشم .