وجدان سپید پزشکی
سه شنبه همش دستم بند کارای مسخره این رئیس جان بود عصر استادم داره می یاد باید مقاله براش سرچ کرده باشم برو برام سرچ کن . به من چه خوب.... یعنی عملا دارم براش مدرک می گیرم .... خونه که رفتم یک ذره با رها تو سرو کله هم زدیم تا پرهام اومد و راهی شدیم ساک را گرفتیم کتابخونه رفتم و بعدش یک سر پارک اونجا چندتا دختربچه 4 پنج ساله داشتن با هم بدو بدو و بازی می کردند از این ور می دویدن اون ور رها هم خودشو قاطیشون کرده بود و یک حالی کرده بود تا می شستن به زور می رفت بینشون جا باز می کرد می نشست خیلی بهش خوش می گذشت یک ذره موندیم و رفتیم دکتر راستش مدتی هست خیلی سر درد دارم بعد یک کمی به چشمم مشکوک شدم رفتم معاینه و دکتر گفت نه خوبه و ضعیف نشده اما یک مقداری چشمت ملتهبه که به خاطر آلودگی هواست و دو تا قطره برام نوشت نکته بسیار جالب برام این بود که یک تابلوی خیلی خوش خط بالای درش زده بود و نوشته بود دادن پول ویزیت و هر پول دیگه ای بستگی به شرایط اقتصادی شما داره اگر نمی تونید پرداخت کنید مشکلی نیست فقط با منشی هماهنگ کنید !!!!! یعنی کفم برید خیلی خوشحال شدم .... همون جا مجتمع پارک چون رها گرسنه اش بود یک قارچ و سیب زمینی خریدیم خوردیم و بعد برگشتیم خونه .
4شنبه مشغول انجام دستورات رئیس بودیم با بی میلی تمام اداره هم به خیر گذشت عصرشم کوکو سیب زمینی پختم همسر گرام هم ننه ناگرامش را برد دکتر اه حرصم در می یاد اما ولش کن . یادم نمی یاد دیگه خبری بوده باشه . توی خونه بودیم رها هم همش مهمونی بود خونه داییم خونه همسایه :دی دخترای همسایه نشستن براش کلاس فشرده گذاشتن باش تمرین می کنن بگه آی لاو یو :دی البته سرهمش می کنه می گه آلبالو:دی
5شنبه صبح خونه بودم مامان جواب آزمایشش را گرفت خدا را شکر ظاهرا که مشکلی نیست بابا هم لثه اش را عمل کرد شبشم تنبل بازی املت درست نمودیم عصرم به هوای خرید ماهی رفتیم بیرون مامانم همراهمون اومد . خبر خاص دیگه ای نبود .
جمعه صبح همسر جون رفت میدون میوه ناهر طبق معمول ماهی داشتیم عصرم یک مقداری قدم زدیم یک کم رفتیم خونه مامان اینا کیک لبو پخته بود دایی اینا هم بودند بد نبود آروم و بی دغدغه گذشت .
تصمیم گرفتم شیر شب رها را قطع کنم 3شنبه و 4شنبه کلا خودش پا نشد بخوره 5شنبه پا شد که ده دقیقه ای طول کشید تا راضی شد خبری نیست و جمعه به 5 دقیقه کاهش یافت و سریع آب می خوره و گریه را بی خیال می شه اما نمی تونه خودش بخوابه و باید دوباره رو پا خوابش کنم که خسته ام می کنه .
صبح شنبه هوا از باورن دیشب تمیز و خنک بود پیاده اومدم با ام پی تری توی گوش خیلی حال داد بهم صبحش عدسی خورده بودم دهنم خشک و یک کمی تلخ بود این جور وقتها یا زمانایی که تخمه می خورم و بعد شدید دلم چایی می خواد همش حس می کنم سیگارم باید همچین مزه ای به دهن بده تلخه تلخ که چایی بطلبه .