پپر بي عكس
ديروز فوق العاده گشنم بود نمي دونم چم شده بود سر كار يك كاسه آش رشته خوردم و يك عالمه جوجه كباب . رفتم خونه بازم گشنه ام بود كشك بادمجان و كالباس خوردم و بعد هم كمي كتاب خوندم لباس پوشيدم همسري اومد دنبالم رفتيم آتليه پديده براي عكس ها فكر مي كرديم مي خواد تحويل بده اما تازه گفت طرحش را پسنديد يا نه !!!!!!!!!!! عمرا براي عكساي اين مدلي نمي ارزه 4 بار بايد اون مسير خفن را بريد و بياييد تا يك عكس بهتون بده !!!!! ناراحت برگشتيم خونه . سام سام لعنتي رفته بود بيرون و گفته بود من 9:30 مي يام صبر كنيد با هم شام بخوريم . كه اونم نيومد . شام هم تازه باز يك عالمه خوردم خورشت قيمه و كشك و بادمجان . آباژور رو هم نشون همسري دادم . خوشش اومد . رفتيم عسكاي دختر داييشو ديد و حرف زديم و بعد هم اش رشته نذري خورديم و وقتي همسري مي خواست بره باز دلم خيلي گرفت و دم به گريه بودم . مي دونم اونم دل خون مي شه وقتي اين قدر بي تابي مي كنم ولي دست خودم نيست .
الان هم از اداره در خدمتيم :دي
آ راستي در راستاي تهيه خرد خرد جهاز يك سبد پلاستيكي صورتي براي توي سينك و دو تا شيشه آب هم خريدم يكي روش عكس گاوه خيلي دوسش دارم يكي ميوه است كه معموليه