سه شنبه اداره عالی بود چون مدیر جون نبود توی خونه کلی وقت گذاشتم و عدس پلو با گوشت زبون درجه یک براشون پخیدم رها خانمم با مامانم رفته بود باغ دیر اومد حسابی خسته و شدیدا بازی کرده و بهش خوش گذشته بود دست مامان درد نکنه واقعا

4شنبه هم اداره رو پشت سرگذاشتیم آروم و بی خیال برای شام همون عدس پلوها را داشتیم

5شنبه هم من و رها رفتیم خونه مامانم جوجه خوردیم پرهام جونم همبرگر و دیگه اخرین روزم تا حد توانش خر زد من رفتم ارایشگاه رنگ مو هم خریدم . سر شام پرهام می گه امتحانم تمام شه بریم خونه مامانم یعنی حس نفرت قشنگ کل بدنمو گرفت دو ماه تمام من و این بچه روز و شب نداشتیم یک عالمه کار مونده هول اولین و مهم ترین چیزی را که داره ننه اش هست حیف حیف از هر احساسی صرفش کردم

جمعه امتحانشو داد امیدوارم قبول شه ظاهرا خوب داده ناهار ماهی داشتیم این قدرم بدمزه شده بود عصرم خونه را تمیز درست حسابی کرد اما اسباب را جمع نکردیم هنوز عصر رفتیم قدم زدیم فالوده خوردیم پیتزا خریدیم و دایی اینا هم اومدن از سفر

رها تو پازل حیواناتش عالی شده حتی پازل جدید را بدون هیچ اشاره ای از سمت من دنبال نشونه ها می گرده و حل می کنه