و اما فيلم
خوب ديروز دل و دماغ نوشتن نداشتم و از فيلماي اين مدت ديده شده هم چيزي ننوشتم اون وقت اما چند تايي فيلم ديديم :
1- در جست و جوي خوشبختي سال 2006 با بازي ويل اسميت كه كانديد اسكار هم شد به خاطر بازي خوبش در مورد مردي كه فروشنده سياره درامد خوبي نداره باهوشه و عاشق پسرشه ! خيلي قشنگه من اين فيلمو دوست دارم با اينكه چند بار ديدمش
2- اتاق خالي 2 : ماجرا دقيقا شبيه همون فيلم اتاق خالي بود اما خوب حالا يك زوج ديگه بودند بد نبود اما همون اوليه بهتر بود
3- مستاجر : ساخته سال 2009 بود در مورد مردي كه به صورت زنجيره اي زنان خياباني را مي كشت و پليس در تعقيبش بود بد نبود
4- اتاق ترس : اينم ساخت 2009 بود از اون پكيج فيلم ترسناكم در مورد مردي كه دخترها را مي گرفت و زنده زنده سلاخي مي كرد و اعضاي بدنشو در مي آورد تا بفروشه اصلا قشنگ نبود نه هيجان داشت نه موضوع درست و درمون خيلي بيخود بود
ديروز اداره ناهار پلو ماهي با سير بود كه خوردم و دهنم اونقدر بو مي داد كه همسري هي مي گفت نزديك نشو نزديك نشو ... ديروز سرمون شلوغ بود توي خونه ، حمام بريم شام آماده كنيم ساك هامون را ببنيدم براي سفر بريم كلاه آفتابي و نقاب بخريم اين وسط ژله گلابي ساخت اين جانب را هم مي خواستيم بخوريم :دي و تا اومديم بخوابيم شد 12 ولي اون قدر خسته بوديم از اين دوندگي ها كه شب بيهوش شديم .
همسري طفلي يك ذره ناراحت بود ديشب گفت يه جورايي حس بدي داره كه بابا اينها فهميدن منم گفتم من كه نمي خواستم بگم خودت چند ماهه اصرار داري اونا بدونن گفت بابات با خودش مي گه من چه قدر بي عرضه ام كه نتونستم از دخترش مراقبت كنم منم دلداريش دادم و سعي كردم اوضاع را براش شفاف كنم و آخرش حالش خيلي بهتر شد و بغلم كرد و گفت كلي بهت افتخار مي كنم .
پاداش هاي اين ماه قرار بود كمتر شه به دليل يك مشكلاتي از همه بين 10 تا 15 درصد كم كردند اما براي من مدير 2 درصد فقط كم كرد به دليل حجم كاري بالا و رضايتش از نتايج پروژه ها ! خوشحال شدم
ديروز همسري زنگ زده كه اداره بهمون چادگون مي ده انسان ازم پرسيده نمي خواي بري منم گفتم نه 1 روز فايده اي نداره نمي خوام اونم گفته مي خواي هم من رد كنم هم تو تا دو روز بشه پشت سرهم با هم بريم منم گفتم باشه مشكلي نيست رد كن . حالا پپر مشكلي كه نداري ؟:دي يعني پكيدم از خنده مي گم همسري جون خودت همه كارها و تصميم گيري ها را كردي حالا مثلا داري مشورت مي كني جون عمه ات :دي غش غش مي خنده مي گه نه اخه مرور كردم قضيه مسافرته پس پپر مشكلي نداره مسافرت هم كه براش فرق نمي كنه با كي باشه راحت با همه مي سازه به استثناي مامانم در نتيجه همه چيز اوكي هست !
پ. ن 1 : بله روزنامه ها خبر خوش دادند از ابتداي مرداد ماه بنزين گرون مي شه . هورا !