عموي هاليوودي
همسر عزيز بنده يك عدد عمو دارند كه هميشه خبرسازه يك بار دستش مي شكنه يك بار پاش مي شكنه يك بار تصادف مي كنه يك بار مي ره فوتبال مي خوره زمين يك بار ماشينش مي پكه .... خلاصه هميشه حادثه اي به همراه داره و به قول برادر همسري مي گه به اندازه اين بازيكناي هاليوود خبرسازه . حالا همسر جان فرموده بودند بيا يك روز بريم خونه عموم سر بزنيم ما هم گفتيم باشه به محض گفتن اين حرف بود كه عشقم مريض شد چشم درد و سردرد گرفت و يك هفته توي خونه با درد سر كرد . بعد ديگه خوب شد و روز جمعه اون هفته گفت حالم خوبه امروز بيا بريم كه تا اومد زنگ بزنه خونه عموش از كارخونه زنگ زدند شرايط اورژانسيه پاشو بيا بعد قرار شد اوايل هفته بريم كه اين بار كارخونه همسري اينا كلا منفجر شد و يك مدت تا دير وقت سر كار بود كارخونه كه اوكي شد و مي خواستيم بريم خونشون دوباره چشم درد همسري اوج گرفت و راهي دكتر و سي تي اسكن و اين برنامه ها شديم . 4شنبه به همسري مي گم ببين اگه مي خواي بريم خونه عموت فردا آخرين وفته بعدش ديگه ماه رمضونه نمي شه بريم گفت راستش ديگه مي ترسم اسم خونه عمو را بيارم نه تنها براي خودش حادثه آفرينه آوردن اسمش انگار براي بقيه هم حادثه سازه و بذار اگه فردا عصر اتفاقي نيفتاد و كهكشان شيري هنوز سرجاش بود مي ريم در كمال تعجب ديديم اتفاقي رخ نداده و همسري زنگ زد خونه عموش و بعد دليل عدم رخداد را فهميديم عمو و همسرش اصلا در شهر نبودند و رفته بودند سفر و بدين گونه بازديد از عموجان هاليوودي ميسر نگرديد !!
4شنبه صبح كه گفتم دير بيدار شديم و با ماشين اومديم سر كار برگشتنه هم من رفتم كتابخونه و همسري با ماشين اومد دنبالم كه بعدش بريم مطب دكتر و جواب سي تي اسكن را نشون بديم كه خدا را شكر نوشته مشكلي نيست اما خيلي قشنگ و شيك فهميديم دكتر فقط 1شنبه و 3شنبه مطب هست . همسري گفت كه ظاهرا اگر يك نامه اي از سي تي اسكن ببره كارخونه مقداري از هزينه را بهش پس مي دن و براي همين بعدش رفتيم سي تي اسكن نامه را گرفتيم و همسري گفت بيا بريم پولي كه از مامانت اينا قرض گرفتيم را بديم هر چي گفتم بي خيال خودم فردا مي يام مي دم گفت نه حالا كه دم خونشونيم بريم . ديگه رفتيم خونه مامان اينا پول را داديم و يك مقاديري نشستيم به حرف و صحبت و بخور بخور و اينجا بود كه بنده عنوان كردم به صورت شديدي دلم هوس بريون كرده خوب البته من مواقع زيادي هوس دارم خدا رحم كرده باردار نيستم ها . بعد مامان گفت واي ما هم خيلي وقته نخورديم و منم خيلي دلم مي خواد . جمعه بيايين اينجا تا بريم بخريم با هم بخوريم منم گفتم نه ما مي خريم مي ياريم . ديگه بعدش پا شديم رفتيم خونمون و اين جانب مشغول پخت عدس پلو شدم دوست دارم تو عدس پلوم يك عالمه پياز داغ بريزم و بهش زردشوبه بزنم تا زرد شه حال مي كنم . همسري هم استخر داشت و رفت استخر منم كه نت و آشپزي . همسري هم كه اومد غذا خورديم و به شدت خوابمون مي يومد كه خيلي زود خوابيديم .
5شنبه صبح زود حمام كردم و شيك و پيك رفتم محضر امضاهاي مربوطه را نمودم و ماشين به نامم شد خيلي خوشحالم ممنون عشقم نفسم دوستت دارم ممنون كه خودت گفتي مي خواي ماشين به نام من باشه مرسي همسر گلم . اسناد را تحويل گرفتم و رفتم خونه مامان اينا تا بابا را ببريم آمپول بزنه و ديگه بعدشم توي خونه بودم ظهر كه مي خواستم برگردم مامان هم بهم شير داد هم كيسه زباله هم يك ظرف مرباي زردآلو كه خودش درست كرده بود . دستش درد نكنه چند وقت پيشم برام خيار شور درست كرد و بهم داد . آهان يك بسته فيلم ديگه هم كه سفارش داده بوديم 5شنبه رسيد . قرار بود عصر بريم خونه عموي همسري كه گفتم به هم خورد و ما هم مونديم بي برنامه رفتيم يك مقاديري خريد كنيم پنير ، خرما ، خامه ، ماست ميوه اي و خيار اين قدر گرون شد كه توي شوك بودم روي پنير نگاه كردم ديدم زده 3تومن اين پنير را چند هفته پيش خريده بودم 2600 و تعجب كرده بودم كه چرا اين قدر گرون شده حالا باز توي اين چند هفته 400 ديگه گرون شده بود و همين جا بگم جمعه توي هايپر همين پنير را ديدم كه توليدش يكي دو روز ديرتر از پنير قبلي بود شده بود 3200 يعني در چند روز دوباره 200 تومن ديگه رفته بود روش ! خلاصه برگشتيم خونه كاري هم نداشتيم اما يادم نمي ياد چي جوري وقت گذرونديم ديگه .
جمعه صبح بيدار شديم لباس هايي كه ديروز شسته بوديم را از روي بند برداشتيم و اتو كرديم و حمام و يك ذره گردگيري و بعد هم پيش به سوي بنزين زدن و خريد بريوني . رفتيم بريوني شاد دروازه دولت يكي از بريوني هاي معروف اصفهانه كه من تا حالا ازش خريد نداشتم خيلي خوشمزه بود خيلي زياد ! بريون ها را برديم خونه مامان اينا و بسي حال برديم جاي همتون خالي . ديگه بعدشم خواب و عصر هم باز دور هم بودن و ميوه و چايي و آخرشم خداحافظي . من و همسري رفتيم هايپر ببينيم براش شلوار پيدا مي كنيم كتون براي سر كار مي خواست كه قيمت ها خيلي بالا بود ما هم بي خيال شديم و يكي دوتا پنير براي خونه گرفتيم اخه پنيرهاي ديروزي براي سر كار همسري خريداري شده بود. رفتيم 4باغ و اونجا همسري يك كتون كرم برداشت كه خيلي دوسش داشت مباركش باشه . و بعدشم منو مهمون كرد فالوده خودشم ذرت رفتيم پارك دم سي و سه پل خورديم و تا غروب توي پارك بوديم و ديگه غروب رضايت داديم بريم خونه . خونه رسيديم هم بي خيال شام شديم نسكافه و بيسكويت و بعد هم نشستيم پاي فيلم هفت ساخت سال 1995 توسط ديويد فينچر با بازي برد پيت و مرگان فريمن . در مورد قاتل كتاب خوني كه تصميم مي گيره 7 نفر را كه نمادي از 7 گناه كبيره هستند به قتل برسونه . خيلي دوسش داشتم فيلم خيلي قشنگي بود و زيبا تموم مي شد ولي اين قدر با همسري خنديديم چون قاتل را از روي سليقه كتاب خوانيش و با ردگيري كتاب هايي كه امانت گرفته بود پيدا كردند و هي همسري مي گفت تو رو پيدا نكنند :دي تا فيلم تموم شد و اومديم بخوابيم ساعت 1 بود خيلي خسته ام خوابم مي ياد .
دهنم آفت زده قبلش دهن همسري افت داشت حالا مال من زده يعني واگيرداره ؟ خيلي دردناكه بيش از حد اذيت مي شم و خيلي هم باد كرده لبم . دليل آفت كشف نشده بيشتر مي گن يك نوع واكنش خودايمني هست و معمولا يك هفته اي هم طول مي كشه مال من تازه 4 روزشه ! خسته ام كرده . جالبه بدونيد آفت زمينه ارثي زيادي هم داره و اگه پدر مادر زياد آفت بزنن يا كم اين حالت احتمال داره به بچه شون هم منتقل بشه . اصولا درماني نداره و بايد مدتش سپري بشه و دهان شويه يا قطره هم اگه بدن براي كاهش درد يا جلوگيري از اضافه شدن يك عفونت ثانويه است وگرنه خود افت براي خوب شدن بايد مدتشو طي كنه !