امشب طولانی ترین شب سال است
ديروز اداره اتفاق خاصي نيفتاد همه چيز روال معمولي داشت و گذشت . جز اينكه اواخرش حرف قيمت دلار شد و اصلا باورم نمي شه 1500 را هم رد كرده ! توي آبان و اينا روي 1200 بود اصلا موندم مسافرتمون قراره چطور شه ؟!!!!! يك جورايي تو فكر رفتم و اندوهناكم . گيج و ويج مي زنم .
خونه كه رسيدم زودي چايي را گذاشتم و چراغا را خاموش كردم رفتم قايم شدم همسري وقتي اومد زودي فهميد قايم شدم و شروع كرد دنبالم گشتن و بعد هم يك هو اومد گرفتم . مي گه تو هنوز زيادي كودك درونت فعاله با اين بازي ها و شبرنگ هايي كه به در و ديوار مي زني ! ديگه چايي خورديم و يك كوچولو خوابيديم و بعد نشستيم با هم لاكي نامبر اسليون را ديديم يك فيلم هست كه من خيلي دوسش مي دارم همسري هم خوشش اومد بعدشم شام همون لوبيا پلوها را خورديم كه مادر همسري داده بود و من سريع رفتم حمام و جمع كردن سفره و شستن ظرف ها و ... همه موند با همسري تازه اون قدر مهربون بود كه تا از حمام اومدم برام نسكافه هم درست كرده بود .
ديروز توي راه برگشت از اداره هرچي نگاه كردم جايي كاغذ كادو سر راهم نبود كه هديه شب يلداي همسري را كادو كنم بعد هم تو خونه حرف فردا شد و ديدم برنامه ريزيمون يك جوريه كه وقت كاري نيست گفتم بذار كادوشو همين امشب بهش بدم كه ديگه رفتم براش آوردم و يك عالمه ذوق كرد و خوشحال شد خيلي زياد اين قدر ازم تشكر كرد و بوسيدم ولي خوب ديگه قاطع گفت هاني ببخشيد ولي من چيزي برات نگرفتم منم گفتم مهم نيست عزيزم ولي از شما چه پنهون آن چنان بغضي داشتم ناراحت نيستم از دستش ها ولي چي كار كنم يعني شديد و نافرم دلم كادو مي خواد اصلا قابل تصور نيست براتون چه قدر دلم مي خواد كادو مي گرفتم خيلي به خودم فشار آوردم تا بغضم را نشون ندم و با خنده گفتم پس بيا بريم گردو شكستم بازي كنيم كه تازه همشو من بردم . ني دونم ولي خيلي دلم كادو مي خواد .
پليور همسري اندازش هست ولي اگه يك سايز بزرگ تر گرفته بودم بهتر بود .
تمركز ندارم براي نوشتن ، امروز سرم خيلي شلوغه . بازم و بازم يلداتون مبارك
خدا نوشت : خدايا هزار بار شكرت كه امسال يلدا خونه خودمو دارم در كنار مردي كه عاشقش بود هستم و اميدوارم تا آخر عمر همين قدر عاشقش بمونم . خدايا همسري بهترين اتفاق زندگي من بوده ازت ممنونم . خوشحالم كه توي يكي از قشنگ ترين شباي سال كنار مامان باباي ماهم و همسرم عزيزم خواهم بود . بازم شكرت خدايا